محمد مهدى ملايرى

204

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه گرچه هروقت از اين مقوله ، كه از وابستگى اين دو زبان به يكديگر سرچشمه مىگيرد ، سخن مىرود ، آنچه بيش از همه به ذهن مىرسد وابستگى زبان فارسى به زبان عربى است كه امرى مشهود است ، ولى آنچه از « مطالعات مشترك فارسى - عربى » قصد مىشود نه اين وابستگى يك‌سويه ، بلكه تحقيقاتى است دربارهء وابستگىهاى هريك از اين دو زبان به ديگرى ، در دوره‌هاى مختلف تاريخى آنها ، كه در اين سطح ، يعنى در سطح پژوهشى و علمى ، اين وابستگى دوسويه است نه يك‌سويه . و آنچه در اين گفتار به‌خصوص مورد توجّه و موضوع سخن است ، بر خلاف مشهود ، وابستگى تحقيق در زبان و ادب عربى است در دوره‌اى از تاريخ آن ، به شناخت تاريخ و فرهنگ ايران در همان دوره . و به‌همين‌سبب است كه در اين گفتار در زير عنوان « مطالعات مشترك فارسى - عربى » سخن از اثر ايران و ايرانيان در تاريخ و فرهنگ عربى در دوران جاهلى است . زيرا در آن دوران سير فرهنگى از اين سوى به آن سو بوده است . معمولا در تاريخ ادبيّات عربى ، آغاز اثرگذارى ايرانيان را در زبان و ادب عربى از دوران خلافت عبّاسى مىشمرند . اين امر بدان‌سبب است كه اين اثر در اين دوران از هر لحاظ ، چه سياسى و نظامى ، و چه ادارى و ديوانى ، و چه علمى و فرهنگى ، آشكار است . اين‌كه عبّاسيان در زير لواى سپاه خراسان به خلافت رسيدند ، و پايه‌هاى خلافت آنان را به‌خصوص در دوران قدرت و شكوفائى آن ، وزيران و دبيران ايرانى استوار ساختند ، و نام‌آوران علم و ادب آن دوران هم كه نامشان در همهء دوره‌هاى تاريخ زبان و ادب عربى جاودان مانده از ايرانيان بوده‌اند ، چيزى است كه در همهء مآخذ تاريخى و ادبى آمده و ذكر اجمالى آنها در تاريخهاى معاصر نيازى به بحث و تحقيق ندارد . ولى اين نظر را دربارهء آغاز اثر ايران و ايرانيان در زبان و فرهنگ عربى به عنوان نظرى مبتنى بر تحقيق صحيح و استوار نمىتوان پذيرفت . زيرا اين اثر خيلى قديم‌تر از دوران عبّاسى و خيلى ژرف‌تر از آن چيزى است كه در مطالعات سطحى بتوان آن را دريافت . و اگر تا كنون جائى در تاريخ ادبيّات عربى نيافته بدان‌سبب است كه مانند بسيارى از نادانسته‌هاى تاريخ آن دوران ، شناخته شدن